حنان جونحنان جون، تا این لحظه: 21 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
وبلاگ ما(روچک)وبلاگ ما(روچک)، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

❀♥روچـــــــــک♥❀

اردوی کلاس چهارم

1394/2/9 23:54
نویسنده : *مامان فرزانه*
580 بازدید
اشتراک گذاری


هر كسی رنگ خودش بی شیله بود،  ثروت هر بچه قدری تیله بود
ای شریك نان و گردو و پنیر !    همكلاسی ! باز دستم را بگیر
مثل تو دیگر كسی یكرنگ نیست ،  آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟
رنگ دنیایت هنوزم آبی است ؟  آسمان باورت مهتابی است ؟
هركجایی شعر باران را بخوان ،  ساده باش و باز هم كودك بمان
باز باران با ترانه ، گریه كن !   كودكی تو ، كودكانه گریه كن!
ای رفیق روز های گرم و سرد ،  سادگی هایم به سویم باز گرد

 

سلام  بازمن اووووومدم

سلامی بهاری به همگی

امیدوارم حالتون خوب باشه و زندگی بروفق مرادتون.

وتو مخاطب خاص نوشته های من

آره مامان جان با شما هستم؛حنان من

روزی که انتظارشو میکشیدی رسیدو شما امروزبا دوستات رفتی اردو

اگه هرروز هم ما بیرون بریم اردوی مدرسه واسه همه ی ما یه حال و هوای

دیگه ای داره؛با دوستات باشی و باهاشون ناهاربخوری ؛بگی بخندی؛مخصوصآ

پسرا دورازچشم مادرشون هرکاری خواستن بکنن.خداروشکر خیلی بهت خوش

گذشت وقتی برگشتی ناراحت از اینکه چرازود تموم شد.با آرزوی اردوی سال بعد

بریم ادامه عکس ها و شرح حال اردو

اول ازهمه توی حیاط مدرسه آمارگرفتن و صحبت های آقای علیزاده برای شما؛

خدایی سخته مسئولیت این همه بچه رو به عهده گرفتن.تا ساعت 9 طول کشید

شماراه افتادید.خیلی نگران بودم با اینکه گوشی برده بودی و میدونستم مثل سالهای

قبل هرلحظه بهم آمارمیدی .تا جایی از مسیر رو پشت سرتون بودم از ماشین هم

 یهویی این آهنگ فرزین پخش میشد خیلی حالم گرفته بود:

قسمت میدم ؛پشت سرمن ،منه مسافر؛گریه نکن؛گریه نکن؛گریه نکن

بیشترازجونم من دوستت دارم؛این دم آخر گریه نکن ,گریه نکن؛گریه نکن

میبرم باخود ؛من کوله باره خاطره هارو ؛گریه نکن ؛گریه نکن؛گریه نکن

میخوام ببینی ؛با لب خندون ،صبح فردارو ؛گریه نکن ،گریه نکن،گریه نکن

برمیگردم با یه دنیا جلوه های عاشقانه،گریه نکن

برمیگردم؛ که بخونم دروصف تو باز ترانه؛ گریه نکن

توی دنیا؛ تورودارم برای من همین بسه ؛گریه نکن

خوبترینه؛بهترینه؛اون که با من هم نفسه؛گریه نکن

گریه نکن

سپردمتون به خدا,که هیشکی بالاتراز اون نیست

اول همه ی بچه ها وبعدعزیزخودمو

غروب اومدم مدرسه کلی منتظرموندم تا رسیدین از اون طرف هم رفتیم

کلاس زبان،اومدیم کلا رفتی توی لباسشویی.!!!!خخخخ!

همیشه شاد باشی عزیزدلم


همیشه سر کلاس املا دوستت دارم را اشتباه می نوشتم
تا معلم مرا جریمه کند که من
در یک ورق سفید صدبار بنویسم که دوستت دارم ...

پسندها (6)

نظرات (4)

حدیث
10 اردیبهشت 94 21:25
سلام عشقم وای چه حال وهوای خوبی من که یاد مدرسه واردوهای خودمون بودیم همه مدرسه یه طرف بعد عید واردوهاش یه طرف یادش بخیر هیچ دوره ای از زندگی دوران مدرسه نمیشه مخصوصا وقتی ادم دبستانی که اصلا حال وهوای دیگه ای داره اومیدوارم بهت خیلیییییییییییییییییییی خوش گذشته باشه که میدونم گذشته شاد باشی گلم
*مامان فرزانه*
پاسخ
سلام؛آره اردوی مدرسه یه چیزدیگه ست.جاتون خالی خوش گذشت.ممنونم از نظرت عمه جون
ĸoѕαr
11 اردیبهشت 94 17:51
امیدوارم بهت خوش گذشته باشه
*مامان فرزانه*
پاسخ
ممنونم.آررررره خیییلی
فاطمه & فائزه
11 اردیبهشت 94 21:40
معلومه خیلی به پسری خوش گذشته همیشه به گردش و تفریح
*مامان فرزانه*
پاسخ
آره عزیزم.خیلی خوش گذشته مثل همیشه
مامان محمد طاها
19 اردیبهشت 94 21:37
خوش بحالت حنان ، مشخصه بهت خیلی خوش گذشته ما هم همس وسال شماها که بودیم عاشق اردو رفتن بودیم
*مامان فرزانه*
پاسخ
بعلللللللللله خیلی خوش گذشت منتظرم کی سال بعد برسه بریم